X
تبلیغات
رایتل

 پایه هفتم 

درس 1



همراه با سوالات

درس 1


 

 تعریف حق:

حق
فرهنگ فارسی معین

(حَ قّ) [ ع . ] 1 - (ص .) راست ، درست . 2 - (اِ.)راستی ، درستی . 3 - عدل ، انصاف . 4 - نصیب ، بهره . 5 - ملک و مال .






IIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII





جملاتی از درس 1

همراه با مطالب مرتبط



هیچ کس حق ندارد دیگری را مسخره کند یا به او صدمه بزند.(درس  1    صفحه  4 )



یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ


ای کسانی که ایمان آورده اید ، مباد که گروهی از مردان گروه دیگر را مسخره کند ، شاید آن مسخره شدگان بهتر از آنها باشند و مباد که گروهی از زنان گروه دیگر را مسخره کند ، شاید آن مسخره شدگان بهتر از آنها باشند و از هم عیبجویی مکنید و یکدیگر را به القاب زشت مخوانید بد است عنوان فسق پس از ایمان آوردن و کسانی که توبه نمی کنند خود ستمکارانند


شان نزول آیه
1- "ثابت بن قیس" خطیب پیامبر بود که گوشهایش سنگین بود. هنگامى که وارد مسجد مى‏شد، کنار دست پیامبر (صلی الله علیه و آله) براى او جایى باز مى‏کردند، تا سخن حضرت را بشنود. روزى وارد مسجد شد در حالى که مردم از نماز فراغت پیدا کرده، و جاى خود نشسته بودند. او جمعیت را مى‏شکافت و مى‏گفت: جا بدهید! جا بدهید! تا به یکى از مسلمانان رسید و او گفت: همین جا بنشین! او پشت سرش نشست، اما خشمگین شد، هنگامى که هوا روشن گشت" ثابت" به آن مرد گفت: کیستى؟ او نام خود را برد و گفت فلان کس هستم، " ثابت" گفت: فرزند فلان زن؟! و در اینجا نام مادرش را با لقب زشتى که در جاهلیت مى‏بردند یاد کرد. آن مرد شرمگین شد و سر خود را بزیر انداخت، آیه 11 نازل شد و مسلمانان را از این گونه کارهاى زشت نهى کرد. 2- بعضى از همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) امّ سلمه را به خاطر لباس مخصوصى که پوشیده بود، یا به خاطر کوتاهى قدش مسخره می کردند. این آیه نازل شد و آنها را از این عمل باز داشت.





هر فرد حق دارد نام و نام خانوادگی وشناسنامه داشته باشد.

پدر ومادر نام خوبی برای من انتخاب کرده اند   (درس  1   صفحه 3 )



امام صادق علیه السلام می فرمایند:
لا یُولَد لَنا وَلَدٌ اِلّا سَمَّیناهُ مُحَمَّداً،فَاِذا مَضی سَبعَةُ اَیامٍ فَاِن شِئنا غَیِّرنا وَاِلّا تَرَکنَا
هیچ نوزادی برای ما متولد نمیشود مگراین که نخست نام او را محمد می نامیم و پس از هفت روز، اگر خواستیم نامش را تغییر می دهیم وگرنه همان نام را براو می گذاریم (مستدرک الوسائل- جلد 15- ص 127)

(بهترین نام برای پسران)
پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
اذا سَمَّیْتُمُ الْوَلَدَ مُحَمَّدا فَأکْرِمُوهُ وَ وَسِّعُوا لَهُ فی الْمَجالِسَ وَ لا تُقَبِّحُوا لَهُ وَجْها
وقتی نام فرزندتان را محمّد گذاشتید، او را گرامی بدارید و در مجلس خود برای او جا باز کنید و احترامش نمایید و نسبت به او رو ترش نکنید. (جامع الخبار- 124 )

پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
(نام خوب و حق فرزند)
وَ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ أَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ، وَ یُحَسِّنَ أَدَبَهُ
حق فرزند بر پدر آن است که نام خوبی بر او بنهد و به بهترین شکل تربیتش نماید.(کنز العمال- جلد 16)
پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
اَنَّ اَوَّلَ ما یَنحَلُ أحَدُکُم وَلَدَهُ الإسمَ الحَسَن، فَلیُحسِّن أحَدَکُم اِسمَ وَلَدِهِ
اولین هدیه ای که هر یک از شما به فرزندش می بخشد نام خوب است. پس بهترین نام را برای فرزند خود انتخاب کنید(وسائل الشیع- جلد 15)

(بهترین هدیه به فرزند)

(بهترین هدیه به فرزند)
موسی بن بکر از حضرت ابوالحسن علیه السلام نقل میکند:
اَوَّلُ ما یَبُرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ أن یسَمَّیهُ بِاِسْمٍ حَسَنٍ فَلْیحْسنَ اَحَدُکمْ اِسْمِ وَلَدِهِ؛.
اولین نیکی و احسان مرد به فرزندش آن است که نام خوب برای او انتخاب کند،پس برای فرزندان خود از بهترین نام ها استفاده کنید.(وسائل الشعیه- ص 126)
مَن وُلِدَ لَهُ اَربَعَةُ اَولادٍ وَ لَم یُسَمَّ اَحَدَهُم بِاسمی فَقَد جَفانی
هر که چهار فرزند برای او متولد شود و یکی از آنها را به نام من نگذارد در حق من جفا کرده است(عدة الداعی- ص 77)
ابن حمید با امام صادق درباره نام فرزندش مشورت کرد ،امام به او فرمود:
سَمِّهِ اسماً مِنَ العُبُودیّة فقال:اَیُّ الاَسماءِ هُوَ؟ قالَ: عَبدُالرَّحمن
یکی از نام های بندگی را بر او انتخاب کن. پرسید منظور شما کدام یک از نام ها است؟ امام فرمود: عبدالرحمن
مخدث نوری نقل می کند:
وَ فیِ الخجر اَنَّ رَجُلاً یُؤتی فی القیامةِ وَ اسمُه مُحَمَّدُ، فَیَقُولُ الله لَهُ،مَا استُحییتَ اَن عَصَیتَنی وَ اَنت سَمِیُّ حَبیبی،وَ اَنَا اَستَحیی اَن اُعَذِّبُکَ وَ اَنتَ سَمِیُّ حَبیبی
روایت شده که در روز قیامت مردی را می آورند و اِذا کانَ یَومُ القیامَة نادی مُنادٍ:اَلا لِیَقُم کُلَّ. مَن اسمُهُ مُحَمَّدٌ،فَلیَدخُلِ الجَنَّةَ لِکَرامَةِ سَمِّیِه مُحَمَّدٍنامش محمد است.از طرف خدا به او خطاب می شود که از من شرم نکردی و مرا معصیت کردی در حالیکه همنام حبیب من- رسول الله- بودی و من امروز شرم دارم که تو را عذاب کنم در حالی که هم نام حبیب من هستی(مسترک الوسائل- جلد 15)
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
اِذا کانَ یَومُ القیامَة نادی مُنادٍ:اَلا لِیَقُم کُلَّ. مَن اسمُهُ مُحَمَّدٌ،فَلیَدخُلِ الجَنَّةَ لِکَرامَةِ سَمِّیِه مُحَمَّدٍ
چو روز قیامت فرا رسید منادی ندا میدهد:هر که نامش محمد است به احترام همنامش محمد برخیزد و وارد بهشت شود.(وسائل الشیعه- جلد 15)
امام رضا علیه السلام می فرمایند:

اِستَحسِنُوا اَسماءَکُم، فَاِنَکُّم تَدعُونَ بِها یَومَ القِیامَةِ قُم یا فُلانُ بنُ فُلان اِلی نُورِکَ. قُم یا فلانُ بنُ فلانٍ لا نُورَلَکَ

(بهترین نام برای پسران)
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

(تأثیر نام برای پسران)

(تأثیر نام خوب در قیامت)

(تأثیر نام خوب در قیامت)
(بهترین نام برای پسران)
ابن عمر از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند:
اَحَبُّ الاسَماءِ اِلیَ اللهِ عَبدُاللهِ وَ عَبدُ الرَّحمنِ
محبوب ترین نام ها نزد خداوند،عبدالله و عبد الرحمن است(کنزالعمال- جلد 16)

(در قیامت انسان ها را به نام میخوانند)
نام های خود را نیکو گردانید،در روز قیامت با همان نام خطاب می شوید که ای فرزند فلان،برخیز و به سوی نور خود گام بردار و ای فلان فرزند فلان ! برخیز که نوری نداری.(عدة الداعی- ص78)

جابر به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله):
فَما مِن بَیتٍ فیهِ اسمُ مُحَمَّدِ الاّ اَوسَعَ اللهُ عَلَیهم الرِّزقَ،فاذا سَمَّیتُمُوهُ فَلا تَضرِبوُهُ وَ لا تَشتِمُوهُ خانه ای که نام محمد در آن باشد خداوند روزی آن را گسترده گرداند؛پس اگر فرزندتان را محمد نامیدید او را مزنید و دشنامش ندهید. (مجموعه ورّام- ص 26)
(بهترین نام برای پسران)

(نام محمد مایه خیر و برکت در خانه)
امام رضا علیه السلام می فرمایند:
الْبَیْتُ الَّذِی فِیهِ مُحَمَّدٌ یَصْبَحُ اَهْلُهُ بِخَیْرٍ وَ یُمْسُونَ بِخَیْر؛
خانه ای که در آن نام محمد باشد، اهل آن خانه بامداد و شامگاهشان توأم با خیر و برکت، خواهد بود(وسائل الشیعه-جلد 15)

(نام محمد مایه خیر و برکت در خانه)
حضرت محمد صلی الله علیه و آله می فرماید:
إِذا سَمَّیتُمُ الوَلَدَ مُحَمَّدا فَأَکرِمُوهُ ، و أَوسِعوا لَهُ فِی المَجلِسِ ، ولا تُقَبِّحوا لَهُ وَجهاً.
اگر نام فرزندتان را محمد نامیدید،اکرامش کنید و در مجالس خود برایش جا باز کنید،رو و صورت برای او ترش نکنید. (وسائل الشیعه- جلد 15)
حضرت محمد صلی الله علیه و آله می فرمایند:
تُسَمُّونَ اَولادَکُم مُحَمَّدَاً ثُمَّ تَلعَنُونَهُم
چگونه فرزندان خود را محمد می نامید سپس آنها را نفرین می کنید؟!(کنزالعمال-جلد16)

(نام محمد مایه خیر و برکت در خانه)

(بهترین نام برای پسران)
ابوهارون گوید:
لَم اَریکَ مُنذُ اَیّامٍ یا اَباهارون؟ فَقُلتُ:وُلِدَ لی غُلام. فَقالَ:بارَکَ اللهُ لَکَ،فَما سَمَّیتَهُ؟قلت:سَمَّیتُهُ مُحَمَّداً. فَاَقبَلَ.بِخَدِّهِ نَحوَ الاَرضِ وَ هُوَ یَقُول: مُحَمَّد،مُحَمَّد،مُحَمَّد حَتّی کانَ یُلصقُ خَدَّهُ بِالاَرضِ،ثُمَّ قالَ:بِنَفسی وَ بِوَلَدی وَیِأَهلی وَ بِاَبَوِیَّ وَ بأَهلِ الاَرضِ کُهَُُ م جمعاً الفِداءَ لِرَسُولِ الله(ص)، لا تَسبَّهُ وَ لا تَضِربهُ وَ لا تُسئُ اِلَیهِ،وَاعلَم اُنَّهُ لَیسَ فِی الاَرضِ فیها اسمُ مُحَمَّد اِلّا وَ هَیِ تُقَدِّسَ کُلّ یَومٍ
ای ابا هارون! چند روزی است که تو راندیده ام؟ عرض کردم: پسری برایم متولد شد. حضرت فرمود: مبارک باشد، او را چه نام می گذاری؟ عرض کردم:محمد- حضرت تا نام محمد را شنید- گونه خود را به طرف زمین برده و فرمود: محمد،محمد،محمد و آن قدر خم شد که نزدیک بود گونه اش به زمین ساییده شود.آن گاه فرمود: جانم، فرزندم،همسرم،پدر و مادرم و تمام مردم روی زمین فدای رسوا خدا باد.مبادا او را دشنام یا بزنی، مبادا با او بد رفتاری کنی، بدان که در روی زمین نام محمدی نیست مگر در هر روز گرامی اش بدارید(وسائل الشیعه- جلد 15)

(بهترین نام برای پسران)
ابو امامه از پیامبر اکرم روایت می کند:
مَن وُلِدَ له مَولُودٌ ذَکَرٌ فَسَمّی مُحَمَّداً حُبَّاً وَ تَبَرّکُاً بِاِسمی،کانَ هُوَ وَ مَولُودُهُ فیِ الجَنَّةِ
هر که را پسری به دنیا آید و از سر مهر و محبت و برای تبرک جستن به نام من، او را محمد بنامد، خود و نوزادش هر دو در بهشت خواهند بود(کنز العمال جلد 16)

(نام محمد مایه خیر و برکت در خانه)
اسحاق بن عمار می گوید: به خدمت امام صادق رسیدم و به آن حضرت خبر دادم که خداوند پسری به من داده است. امام صادق (علیه السلام)فرمودند:
اَلاسَمَّیتَهُ مُحَمَّداً؟ قُلتُ: قَد فَعَلتُ. قال: فَلا تَضرِب مُحَمَّداً وَ لا تَشتَمِه، جَعَلَه اللهُ قُرَّةَ عَینٍ لَکَ فی حَیاتِکَ وَ خَلفَ صِدقٍ بَعدَکَ
آیا نامش را محمد نگذاشته ای! عرض کردم: آری چنین است.حضرت فرمود: محمد را مزن و دشنامش مده، زیرا تا وقتی که زنده هستی خداوند او را نور چشم تو قرار داده و پس از مرگت فرزند صالح و جانشین صادقی برای تو خواهد بود.(وسائل الشیعه- جلد 12)

(نام محمد مایه خیر و برکت در خانه)
ابو رافع گوید از پیامبر شنیدم که فرمود:
اِذا سَمَّیتُم مُحَمَّداً فَلا تُقَحِّبُوهُ وَ لا تَجبَهُوهُ وَ لا تَضرِبُوُه.بُورکَ لِبَیتٍ فیه مُحَمَّدٌ،وَ مَجلِسٍ فیه مُحَمَّدٌ وَ رَفقَةٍ فیها مُحَمَّدٌ
اگر نام فرزند خود را محمد گذاشته،کارهایش را زشت مشمرید، خواسته او رارد نکنید.او را کتک مزنید.خجسته و مبارک باد منزل و محفل و جمع دوستانه ای که همنام محمد در آن است (مکارم الاخلاق- ص 25)

(نام محمد مایه خیر و برکت در خانه)
علی بن همام به سند خود از پیامبر (ص) چنین روایت می کند:
اِذا سَمَّیْتُمُ الْوَلَدَ مُحَمَّدا فَأکْرِمُوهُ وَ وَسِّعُوا لَهُ الْمَجالِسَ، وَ لا تُقَبِّحُوا لَهُ وَجْها،فَما مِن قَومٍ کانَت لَهُم مَشوِرَةً حَضَرَ مَعَهُم مَن اسمُهُ اَحمَد اَو مُحَمَّد فَاذخُلُوه فی مَشوِرَتِهم اِلاّخَیرٌ لَهُم،وَ ما مِن مائِدةٍ نِصُبَت وَ حَضَرَ عَلَیها مَن اسمُهُ اَحمَد اَو مُحَمَّدَ اِلاّ قُدِّسَ ذلِکَ البَیت فی کُلِّ یَومٍ مَرَّتَین
اگر نام فرزند خود را محمد گذاشتید،او را اکرام کرده و در مجالس برایش جا باز کنید. و کار او را زشت و ناپسند مشمرید. بی تردید اگر گروهی در حال مشاوره باشند و فردی به نام محمد یا احمد در میان شان باشد و او را در مشورت خود سهیم گردانند.سبب خیرآنان خواهد شد. هم چنین هیچ سفره ای نیست که شخصی به نام احمد یا محمد بر آن حاضر گردد مگر اینکه آن خانه روزانه دو بار تقدیس گردد.(مستدرک الوسائل- جلد 15)

(نام محمد مایه خیرو برکت در خانه)
ابو رافع از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل میکند که فرمود:
اِذا سَمَیَّتُم مُحَمَّداً،فَلا تَضربُوهُ وَ لا تَحِرمُوهُ
اگر فرزندی را محمد نام گذاشتید او را مزنید و محرومش مسازید(کنزالعمال-جلد16)


(بهترین نام ها)
سلیمان جعفر می کوید:
سَمعتُ اَبَا الحسن علیه السلام یقول: لا یَدخُلَ الفَقرَ بَیتاً فیه اِسمُ مُحَمَّدٍ اَو اَحمَدَ، اَوعَلیٍّ اَوالحَسَنِ اَوالحُسَینِ لَو جَعفَرِ اَو طالِبٍ لَو عَبدِاللهِ لَو فاطِمَةَ مَنِ النِساء
از ابوالحسن شنیدم که فرمود:هیچ گاه فقر و بیچارگی به خانه ای که در آن نام محمد،احمد،علی،حسن،حسین،جعفر،طالب،عبدالله و فاطمه باشد،داخل نمی شود.(وسائل الشیعه،جلد 15،ص 129)

عبدالرحمن بن محمد عزر می گوید:
اِستَعمَلَ مُعاویةُ مَروانَ بنَ الحَکَمِ عَیَر المَدینة،وَ اَمَرَهُ اَن یَفرَض لِشَبابِ قُرَیش،فَفَرَضَ لَهُم،فَقال علیُّ بنُ الحسین فَاَتَیتُهُ،فَقالَ:مَا اسمُکَ؟ فَقُلتُ عَیُّرح بنُ الحسینِ فقالَ: مَا اسمُ اَخیکَ فَقُلت:عَلیّ فَقالَ:عَلیّ وَ عَلیّ!ما یُریدُ اَبُوکَ اَن یَدَعَ احداً مِن وُلدِهِ اِلاّ سَمّاهَ علیّاً، ثُم فرض لی، فَرَجَعتُ اِلی اَبی، فَاَخبَرتُهُ فَقال: وَیلی عَلی اِبنَ مروان الزَّرقاء دَبّاغة الاُدَمِ،لَو وُلِدَلی مِائَة لَاَحبَبتُ اَن لا اُسَمّی اَحَداً مِنهُم اِلاّ علیّاً
معاویه مروان بن حکم را والی مدینه ساخت و به او دستور داد تا برای جوانان قریش مبلغی مقرر بدارد. امام سجاد می فرماید:من نیز نزد او رفتم و او از نامم پرسید: گفتم:علی بن الحسین گفت: نام برادرت چیست: گفتم علی، گفت علی و علی،مثل اینکه پدرت قصد دارد نام تمام فرزندانش را علی بگذارد. سپس مبلغی برایم مقرر نمود و از نزد او بیرون آمده و به حضور پدرم رسیدم و ماجرا را به ایشان عرض کردم پدرم فرمود: وای بر فرزند مروان چشم زرد دباغ!اگر صاحب صد فرزند نیز شوم دوست ندارم جز علی نامی بر آنها بگذارم.(وسائل الشیعه،جلد 15،ص128)


نام امامان معصوم
ربیع بن عبدالله گوید:
قیل لِاَبی عَبدالله:جُعِلتُ فِداکَ- اِنّا نُسَمّی بأَسمائِکُم وَ اَسماءِ آبائِکُم،فَیَنتَفِعُنا ذلِکَ؟ فَقالَ؟ ای وَاللهِ. وَ هَلِ الدّینُ اَلَّا الحُبّ وَ البُغض!" قالَ اللهُ: اِن کُنتُم تُحِبُّونَ الله فَاتبَّعِوُنی یُحِببکُم الله وَ یَغفِرلَکُم ذُنوبَکُم" (آیه 31 سوره آل عمران)
به امام صادق علیه السلام عرض شد:فدایت شوم ما فرزندان خود را به نام شما و پدران شما می نامیم.آیا این عمل به حال ما سودمند است؟ امام فرمود:آری به خدا قسم!مگر دین چیزی جز مهر ورزیدن و بغض و تنفر است؟! خداوند متعال می فرماید: اگر خدا را دوست می دارید از من پیروی کنید تا او نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد، که او آمرزنده و مهربان است. (مستدرک الوسا ئل – جلد 15)


(نام یکی از اعضاء خانواده)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند:
اِذا کانَ اِسمُ بَعضَ اَهلِ البَیت اسمُ نبّی، لَم تزل البَرَکَةُ فیهم اگر نام بعضی از اهل خانه، نام پیامبری باشد هم چنان در بین آنان برکت خواهد بود(مستدرک الوسائل- جلد 15)

(تغییر نام های ناپسند)
ابن عمر گوید:
اِنَّ کَثیربَن الصّامِت کانَ اِسمُهُ قَلیلاً، فَسَمّاهُ النَّبی کَثیراً، وَ اَنَّ مطیعَ بنَ الأَسود کانَ اِسمُهُ العاصَ، فَسَمّاهُ النبی مُطیعاً، و اَنَّ اُمَّ عاصِمِ بنِ عُمَرَ کانَ اسمُها عاصیةً فَسَمّاها رَسول الله سَهلةً وَ کانَ یَتَقَأَلُ بالِاُسمِ
کثیربن صامت"قلیل" نام داشت و پیامبر صلی الله علیه و آله نامش را تغییر داد و "کثیر" گذاشت.هم چنان مطیع بن الاسود" عاص " بود و پیامبر صلی الله علیه و آله او را "مطیع" نامید و مادر عاصم بن عمر "عاصیه" نام داشت که رسول الله"سهله" نامید و پیامبر نام افراد را به فال نیک گرفت.(کنز العمال- جلد 16)
(تغییر نام های ناپسند)
حسین بن علوان از امام صادق علیه السلام نقل میکند:
اِنَّ رَسُولَ اللهِ کانَ یُغَّیرُ الاَسماء القَبیحَةِ فِی الّرِجالِ وَ البُلدان
پیامبر اسلام نام های زشتی را که بر مردان یا شهر بود عوض می کرد.(وسائل الشیعه- جلد 15)

(زنده کردن نام و یاد شهیدان)
ابن قداح از امام صادق روایت می کند:
جاءَ رَجَلٌ اِلیَ النَّبی صلی الله علی ه و آله فَقالَ وُلِدَ لی غُلامٌ فَماذا اُسَمِّیِه؟ قالَ: اَحَبُّ الاَسماءِ اِلَیَّ حَمزةَ
مردی به خدمت پیامبر رسید و عرض کرد: ای رسول خدا! صاحب پسر شده ام نام او را چه بگذارم؟ پیامبر فرمود: محبوب ترین نام ها نزد من حمزه است. (وسائل الشیعه- جلد 15)
(نام پیامبران)
اصبغ بن بناته از علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علی و آله چنین روایت می کند: ما مَن اَهلِ بیت فیهِم اسمُ نَبیّ اِلّا بَعَث اللهُ عَزَّوَ جَلَّ اِلَیهم مَلِکاً یُقَدِّسُهُم بالغَداةِ وَ العَشِیّ
ساکنان هیچ خانه ای نیست که در بین آنان نام پیامبری باشد، مگر این که خداوند فرشته ای بر آنان گسیل دارد که در هر صبح و شام تقدیسشان کنند. (وسائل الشیعه- جلد 157)

(زنده کردن نام ابرار و نیکان)
امیرمؤمنان از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت کرد:
ما مِن قوم یکون فیهم رجل صالح فَیَمُوت فَیُخلَف مَولُودٌ فَیُسمُّون بِاسمِهِ اِلاّ اَخلَفَهُمُ الله تَعالی بِالحُسنی
هیچ قومی نیست که در بین آنان مرد صالحی باشد و در گذرد و از خود فرزندی در میان آنها باقی بگذارد و نام مرد صالح را بر کودک بنهند جز آن که خداوند آنچه را که از دستشان رفته به نیکویی به آنها باز گرداند.

(نام پیامبران بهترین اسماء)
ابو وهب جسمی از پیامبر اکرم روایت کرد: پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:
تَسُمُّوا بِاَسماءِالاَنبِیاء،وَ اَحَبُّ الاَسماءِ اِلَی اللهُ عبدالله وَعبدالرحمن... وَ اَقبَحُها حَربٌ و مرةٌ
نام پیامبر را برای خود انتخاب کنید که محبوب ترین نام ها در پیشگاه خداوند عبدالله و عبدالرحمن و زشت ترین نام ها حرب و مرّه است(کنز العمال، جلد 16)

بهترین نام دختران
دَخَلتُ علی أبی عبدالله علیه السلام وَ اَنَا مَغمُومٌ مَکرُوب، فَقال لی: «یا سَکُونی،ما غَمُّکَ؟»، فَقُلتُ: «وُلِدَت لی اِبنَةٌ»، فقال: «یا سکونی! عَیَ: الاَرضِ یقلُها وَ عَلیَ اللّهِ رِزقُها، تَعیشُ فی غَیر اَجَلِکَ،و تأکُلُ مِن غَیرِ رِزقِکَ، فَسری وَ اللّهِ عَنّی فَقالَ:ما سَمَّیتَها؟قُلتُ:فاطمة،قال: آه! آه! ثُمَ وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبهَتِهِ اِلی اَن قالَ : اَمّا اِذا سَمَّیتَها فاطِمَة،فَلا تَسُبَّها، وَ لا تَلعَنها وَ لا تَضرِبها
سکونی گوید: بر امام صادق وارد شدم در حالیکه محزون و اندوهگین بودم.امام به من فرمود:ای سکونی! چرا اندوهگینی؟ عرض کردم صاحب دختر شده ام.امام فرمود:ای سکونی سنگینی اش بر زمین است و روزی اش بر خدا، عمرش از عمر تو جدا و روزیی که می خورد غیر از روزی توست.سکونی گوید:به خدا سوگند!حزن و اندوه از من رخت بر بست. سپس امام فرمود:او را چه نامیدی؟ عرض کردم:فاطمه.حضرت فرمود:آه،آه،آه. آنگاه دست خود را بر پیشانی نهاد... سپس فرمود: حال که او را فاطمه نامیدی هرگز دشنامش مده،نفرینش مکن و او را مزن.(وسائل الشیعه- جلد 15)

(نام پادشاهان و فراعنه)
از عمر نقل شده که برادر ام سلمه همسر پیامبر صاحب پسری شد و نامش را ولید گذاشتند چون این نام به گوش پیامبر رسید.فرمود:
سَمَّیتُمُوهُ باسم فَرا عِنَتِکُم، غَیّروُا اِسمَهُ، فَسَهُّوهُ عَبدَالله
"بر او نامی از فرعون های خود نهاده اید!نامش را تغییر دهید". پس او را عبدالله نامیدند.(کنز العمال- جلد 16- ص 592)
و از ابوهریره دربارۀ همین ماجرا از پیامبر روایت شده است:
سَمَّیتُمُوهُ بِاَسامی فَراعِنتِکُم،فی هذهِ الاُمَّةِ رَجُلٌ یُقالُ لَهُ الوکیذ،وَ هُوَ شَرٌ عَلی هذهِ الاُمَّةِ مِن فِرعَونِ عَلی قَومِهِ
از نام های فرعون های خویش بر او نهاده اید! بدانید که در این امت مردی خواهد بود موسوم به ولید که آسیب و بدی او بر این امت از فرعون بر قوم خودش بیشتر خواهد بود.(کنز العمال- ج 16-ص430)

خطاب نیکو به فرزندان
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
بادِرُوا اَولادَکُم بِالکُنی قبل اَن تَغلِبَ عَلَیهِمُ الاَلقابُ
پیش از آنکه لقب های زشت بر فرزندانتان غلبه پیدا کند لقب ها و کینه های خوب برآنان بگذارید.(کنز العمال- جلد 16)




IIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII


سوره : اسراء

وَ قَضى‏ رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً23
وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی‏ صَغیراً24



ترجمه استاد مهدی فولادوند 
23) و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [ خود ] احسان کنید. اگر یکی از آن دو یا هر دو ، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها [ حتی ] «اوف» مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی. [ نظرات / امتیازها ]
24) و از سر مهربانی ، بال فروتنی بر آنان بگستر و بگو: «پروردگارا ، آن دو را رحمت کن چنان که مرا در خُردی پروردند.»


IIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII


وظایف و مسولیت های فرزندان (برگرفته از سوره ی اسراء آیه 23 و 24)ازدیدگاه قرآن چیست؟

وظایف و مسولیت های فرزندان (برگرفته از سوره ی اسراء آیه 23 و 24)ازدیدگاه قرآن چیست؟
1. اطاعت و فرمانبرداری از پدر و مادر.
2. نیکی و احسان و خدمت به پدر و مادر.
3. اف و سخن رنجش آور به پدر و مادر نگفتن .
4. بر سر والدین داد و فریاد نکردن (بلکه با آنها با سخن نیکو صحبت نماید).
5. بال تواضع و فروتنی را برای والدین , فرود آوردن .
6. حتی المقدور نیازهای والدین را برآوردن .
7. احترام والدین را نگه داشتن که در زیر به مواردی از آن اشاره می شود:
الف) جلو والدین , پاهایش را دراز نکند.
ب ) در مناسبت های مختلف مثل روز مادر یا روز پدر, هدیه به آنها بدهد.
ج . از شوخی های نابجا و زدن حرف های زشت پیش آنها پرهیز و اجتناب کند.
د. در حق آنها و برای سلامتی آنها دعا کند.
ه ) در کارهای خانه به آنها کمک کند.










IIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII





داستان تکان دهنده { حق الناس }



در اواخر عمر مرحوم آقای آقاشیخ مرتضی دیگر نمی توانستند به پای خود بجایی بروند؛چون وسیله های امروزی نبود، ، ناگزیر کسی ایشان را به کول می گرفت، و به این طرف و آن طرف می برد، وچون بدن لاغر ونحیف شده بود،این کار مشکلی نداشت. یک روز در کوچه شترداران ایشان به جایی می رفت. گویی آنکس که ایشان را به کول می گرفت خسته شده بود؛ لذا در کنار کوچه ایشان را به زمین گذاشت. بدن جناب شیخ به دیوار کاهگلی خانه ی مجاور اصابت کرد، و چند پر کاه و شاید کمی خاک بر زمین ریخت. ایشان نگران شد. به در آن خانه رفته و در را کوبیدند. صاحب خانه آمد، اتفاقاً ایشان را می شناخت، و ارادت داشت. ایشان فرمود که من به دیوار خانه شما تکیه داده ام، و کمی از خاک و کاه به زمین ریخته است. بفرمایید چقدر باید بدهم تا جبران شود. صاحب خانه عرض می کند که آقا اختیار دارید، منزل من مال شماست. آقا در جواب فرمود: قیامت این چیزها را نمی داند،یابایدرضایت بدهی، وحلال کنی، ویا باید خسارت بگیری.




IIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII



کتیبه حقوق بشر




کوروش بعد از فتح بابل منشور حقوق بشر را نگاشت.کتیبه ایی که اولین مطالب در باره حقوق بشر در آن ذکر شده.پس از آنکه کوروش تاج شاهی را بر سر نهاد اعلامیه خود را گفت.دراین استوانه کوروش پس از ذکر نام اجدادش اظهار می دارد که او پادشاه ایران,بابل وچهار گوشه جهان است.او سپس به خدایان بابل اخترام می گذارد و آنگاه متن اعلامیه آزادی و حقوق بشری را که تدوین کرده بود اعلام میدارد.


استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که دربررسی هایی که روی آن شد نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ بنیان گذار سلسله هخامنشی پس از شکست دادن نبونید و تصرف کشور بابل، نوشته شده‌است. نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی توسط یک باستان شناس بریتانیایی به نام هرمزد در بابل پیدا شد و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود. این منشور یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ ایرانی است.این استوانه که 22.5 سانتی متر طول و 11 سانتی متر عرض دارد که جنس آن از گل رس است.تکه دوم که شامل خط‌های ۳۶ تا ۴۵ می‌شود، در کلکسیون بابلی دانشگاه ییل توسط برگر پیدا شد.




منشور حقوق بشر کوروش کبیر در «بخش ایران باستان» موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.




متن حاوی روایتی از فتح بابل توسط کورش در ۵۳۹ پ. م. است و با گفتاری از مردوخ ایزد بابلی در مورد جنایت‌های نبونعید، آخرین پادشاه کلدانی، آغاز می‌شود (سطرهای ۴-۸). در ادامه روایتی از جستجوی مردوخ برای یافتن پادشاه شایسته، انتساب کورش به حکمرانی تمام جهان، و عاملیت او در فتح بابل بدون جنگ آورده می‌شود (سطرهای ۹-۱۹). سپس کورش، با لحن اول شخص، القاب و نسب خود را برمی‌شمرد (سطرهای ۲۰-۲۲) و اعلام می‌کند که صلح کشور را تضمین کرده (سطرهای ۲۲-۲۶) که به موجب آن او و پسرش کمبوجیه مشمول رحمت مردوخ شده‌اند (سطرهای ۲۶-۳۰). او بازسازی معبد، که در دوران زمامداری نبونعید به فراموشی سپرده شده بود، و اجازه‌اش به تبعیدشدگان مبنی بر بازگشت به میهن‌شان را توصیف می‌کند (سطرهای ۳۰-۳۶). در پایان پادشاه بازسازی دفاع شهر بابل را توصیف کرده (سطرهای ۳۶-۴۳) و گزارش می‌کند که به هنگام بازسازی کتیبه‌ای از آشوربانیپال را دید.(سطرهای ۴۳-۴۵).از طرف بسیاری این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود. موزه بریتانیا یا بریتیش میوزیوم این سند را نخستین بیانیه حقوق بشر می خواندو همینطور بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، در جریان سفر به تهران، رسما از استوانه کورش به عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر یاد کرد و آن را مایه افتخار ایرانیان دانست.گرچه این منشور به عنوان نخستین منشور حقوق بشر مخالفانی دارد که آن اولین منشور حقوق بشر نیست اما کسانی که این ادعا را کرده اند هیچگونه سند یا مدرکی را ارائه ندادند. تصویری از مقابل منشور حقوق بشر تصویری از پشت منشور حقوق بشر


 


 

گزیده ایی از متن کتیبه

اکنون که تاج پادشاهی ایران,بابل و کشور های چهار سوی دنیا را به یاری اهورا مزدا بر سر نهادم اعلام میکنم که من به همه سنت ها و آداب و مذاهب ملت های شاهنشاهی خویش احترام می گذارم و تا زنده ام به نمایندگان و کارگزاران اجازه نخواهم داد که بر ان به دیده ی تحقیر بنگرند. از این پس تا زمانی که اهورا مزدا وظیفه پادشاهی را به من ارزانی بدارد من من فرمانروایی خویش را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد.هر ملتی ازاد است که این فرمانروایی را بپذیرد یا نپذیرد و اگر نپذیرفت من با ان ملت نخواهم جنگید.وتا زمانی که من پادشاه ایران بابل و ملت های چهار سوی جهان ام به کسی اجازه نخواهم داد که بر دیگری ستم کند و اگر چنین شود من ستمگر را از حقوق خویش محروم و مجازات می کنم.وتا زمانی که من پادشاهم به هیچ کس اجازه نخواهم داد تا دارایی های منقول و غیر منقول کسی را به زور و بدون پرداخت بهای ان مالک شود. تا زمانی که زنده ام من از از کار بی مزد و اجباری جلوگیری می کنم.من امروز اعلام میکنم که همه در انتخاب مذهب خود ازادند.مردمان ازادند در هر کجا که بخواهند ساکن شوند و بکار مشغول شوند به شرط اینکه حقوق دیگران را پایمال نسازند.هیچ کس را نمی توان به خاطر جرمی که خویشاوندی از او مرتکب شده تنبیه کرد.من از برده داری جلوگیری خواهم کرد و نمایندگان و کارگزاران من موظف اند که در قلمرو حکمرانی خود از خرید و فروش مردان و زنان بعنوان برده جلوگیری کنند اینگونه سنت ها باید از سراسر جهان بر چیده شود.من از اهورا مزدا تقاضا می کنم که مرا در انجام تعهداتم نسبت به ملت های ایران ,بابل و چهار سوی جهان موفق گردا

font size=br /


















IIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII


سوالات درس 1

 

 

1-    خداوند با آفرینش انسان، حقوقی به او اعطا کرده است  منظور از این حقوق چیست ؟

منظور از حق چیزهایی است که یک انسان به دلیل مقام انسانی اش ، شایستگی

داشتن آنها را دارد. انسان ها از ابتدای خلقت و تولد دارای حقوق طبیعی٭ می شوند

 

 

2-    چند مورد از حقوقی را که انسانها از آن برخوردارند را بنویسید؟

برای مثال همۀ انسان ها حق حیات یا زندگی دارند که مهم ترین حق آنها است

آنها حق دارند از نعمت های الهی برخوردار شوند برای تأمین نیازهای خود کار و تلاش کنند،

ازدواج کنند و تشکیل خانواده بدهند، یاد بگیرند راه زندگی خود را انتخاب کنند

انسان ها حق دارند آزاد باشند؛ یعنی برده و بنده انسان های دیگر نباشند زیرا خداوند آنها را

آزاد آفریده است.

 


 

 

3-    آیا کسی می تواند به تنهایی زندگی کند؟چرا ؟

ما در محله یا شهر و روستا برای رفع نیاز های مادی و معنوی٭ خود از دیگران کمک

می گیریم ما از ابتدای تولد با مادر و پدر و برادر و خواهر و خویشان ارتباط برقرار می کنیم سپس به مدرسه می رویم و آنجا نیز هر روز با معلمان و همکلاسی هایمان ارتباط داریم. وقتی بزرگ تر می شویم، ازدواج می کنیم، صاحب فرزند می شویم، با همسر و فرزندان زندگی می کنیم .

 

4-     در چه صورت افراد حقوقی بر مبنای قوانین یک کشورمی توانند داشته باشند.

در صورتی که تبعهٔ آن کشور باشند.

 

5-     نمونه هایی از حقوق خود در خانه را بنویسید

هر فرد حق دارد نام و نام خانوادگی وشناسنامه داشته باشد.

فرزندان حق دارند از محبت و توجه پدر و مادر برخوردار باشند.

همه حق دارند با سواد شوند و تحصیل کنند و استعدادهای خود را شکوفا کنند.

همۀ افراد حق دارند غذا، لباس و مسکن مناسب داشته باشند.

 

هیچ کس حق ندارد دیگری را مسخره کند یا به او صدمه بزند.

 

 

6-     نمونه هایی از حقوق خود در مدرسه را بنویسید

هر دانش آموزی حق دارد در مدرسه به او به اندازۀ سایردانش آموزان توجّه کنند و مسئولان یا معلمان مدرسه در این باره تبعیضی بین او و دیگران قائل نشوند

هردانش آموزی حق دارد نظرش را دربارۀ مشکلات درسی یاروش های آموزشی در مدرسه، مؤدبانه و محترمانه بیان کند

هیچکس نباید در مدرسه مورد تمسخر یا تنبیه بدنی قرار بگیرد

 

 

 

7-     نمونه هایی از حقوق خود در محیط زندگی و کشور  را بنویسید

هر فرد حق دارد در محیطی سالم، تمیز و پاک زندگی کند.

هر فرد حق دارد از خدمات مناسب پزشکی و بهداشتی استفاده کند.

همه حق دارند در کوچه و خیابان امنیت داشته باشند

 


IIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII



تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1392 | 19:28 | چاپ | نویسنده: داداشی | نظرات (7) (42 لایک)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • دنیای باینری